در یکی از جلسات ِ عصر ِ ترانه ی فرهنگسرای ِ رازی، از من پرسیدند: "چند وقت است شعر می گویی؟" (فکر کنم آقای کاکایی پرسید)، جواب دادم: "از بچگی"
بعداً که به حرفم فکر کردم دیدم عجب حرف ِ گُنده ای زده اَم.چقدر خودم را بزرگ تصوّر کرده ام. نه قبول نیست.
پارسال وقتی لب تاپ ِ تاچ اِسکرین ِ آرش (یکی از هم اُتاقی هایم) را دیدم گفتم: " منم وقتی بزرگ شدم یه دونه از اینا می خرم" این جوریش را ترجیح می دهم.
این بار اگر کسی از من بپرسد: "چند وقت است شعر می گویی؟" می گویم :"تا شعر چی باشه!"
مثلاً این را در دوران ِ ابتدایی سرودم:
در وقت ِ غذا مزن حرف / فقط غذاتو بکن صرف!
خب اون موقع هم در حد خودت شاعر بودی
حالا بهش عمل هم میکردی یا نه
یادم نیست. بعید می دونم
سلام سید جان!
این جا رو معرفی نکرده بودی؟
جای دنجی برای شعر گفتن پیدا کردی استاد!!!
این هم به علاقه مندی ها اضافه شد!
سلام
بس که ناقلا هستم
سلام استاد.خوب هستید؟
خیلی شعراتون قشنگن.این شعر دوران کودکی هم که جای خود داشت.
لطفادعا کنید واسه ما کنکوری ها.
سلام
الحمد لله، خوبم
دعا می کنم. شما هم دعا کنید
سلام استاد ...
حال شما چطوره؟ به به خیلی وبلاگ جالبیه و جایی واسه شعرای زیباتون
چه خبر از دانشگاه استاد؟ دعا کنید سال دیگه ما هم بیایم اونجا
سلام
خوبم،
دانشگاه هم سر ِ جایش هست. ت
چشم من دعا می کنم ... شما هم برای ِ ما دعا کنید
راستی پوینتر ِ شما دست ِ من است؟
ممنونم استاد ...

بله به خدا اصلا قابل شما رو نداره ... باور کنید
دو تا سوال استاد ...
1.جشن پایان دوره کیه؟؟؟؟؟؟
2.درسته که میگن سهمیه ی نقره و برنزا که 20 درصد شده فقط 5 نفر اول میتونن ازش استفاده کنند یا شریف نمیتونن برن باهاش؟ جریانش چیه؟!!!!
خواهش می کنم. از چین یه عالمه خریدم
1- نمی دانم
2- راستش من هم دقیقاً نمی دانم. فقط شنیده ام که هم چه مقرّرات و قوانینی برش حاکم است. امّا دقیقش را شاید بهتر باشد با تماس با باشگاه مطّلع شوید
بابا تواضع