X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سه‌شنبه 22 شهریور‌ماه سال 1390

ترانه یخی

ترانه (یا شعر شکسته) از طرفی متّصلترین گونة شعر و ادبیات با تودة مردم است و از طرفی مغفولترین گونة شعر در میان منتقدین ادبی. نتیجه این وضع متناقض، آشفتهبازاری است که در ترانههای آلبومهای موسیقی شاهد آن هستیم. باید پذیرفت که امروز، موسیقی در بطن زندگی همة مردم نفوذ کرده‌است. مردمی که ممکن است میانهای با غزل و قصیده و رباعی نداشته باشند و در طول روز هیچ دفتر شعری را ورق نزنند اما حداقل به اندازهای که سوارِ تاکسی میشوند با ترانه درگیر هستند. با این اوصاف اگر به هر دلیلی منتقدین، متن ترانههایی را که خوانده میشود مورد نقد و بررسی قرار ندهند، نتیجه چیزی جز رها شدن یکی از تأثیرگذارترین گونههای شعر نخواهد بود.
اگر نگاهی به متنِ ترانههای موجود کنیم به سرعت متوجه ضعفِ عمیقِ بسیاری از آنها می‌شویم. عجیب نیست که عده‌ای، ترانه را شکلِ سخیفِ شعر می‌دانند و تصوّر می‌کنند هر شاعری در شعر رسمی شکست خورد، باید رهسپارِ عرصة ترانه‌سرایی شود تا در حاشیة امنی که سهولتِ وزن و قافیه در زبان محاوره در اختیار او قرار می‌دهد، عرض اندامی کند. باید پذیرفت که شعر ساحتی جدا از موسیقی دارد و خوانندگان و آهنگ سرایان نباید با بی اعتنایی به شعری که قرار است خوانده شود، نگاه کنند.
در این نوشتار کوتاه نگاهی میاندازیم به ترانههای فصل دوم سریال «قلب یخی» تا این ترانهها را به لحاظِ جنبة زبانی مورد نقد قرار دهیم. در تیتراژ فیلم، سرایندة این ترانه ها «محسن یگانه» ذکر شده‌است. تکرار باید کرد که این نقدها فعلاً فقط مربوط به جنبه‌های زبانی این ترانه‌هاست. اینکه در عرصة خیال‌انگیزی و شاعرانگی چه نمره‌ای میتوان به این ترانه‌ها داد، بحثِ دیگری است که البته پیش از آنکه ساده‌ترین ایرادهای کلامی بر طرف نشده باشند، محلّی از اعراب ندارند؛ چه رسد به بررسیِ محتوایی و مفهومیِ اثر!
ترانة تیتراژ این فیلم این است:
من بی تو لِه شدم، زیر هجوم درد
قلبی که یخ زد و، کاریش نمیشه کرد
با اینکه زندگی، باهام خوب تا نکرد
نبودنت تو رو، از من جدا نکرد
وِیلون کوچههام، دنبال کی بِرم
چون بعدِ تو فقط، فکر مقصّرم
از لابلای لحظههای تلخ و غمگینم
تو روز روشن این همه تاریکی میبینم
با اینکه از هر لحظة آینده بیزارم
با این همه بازم به این آینده شک دارم/ احساسِ شک دارم
این بدبیاریا، تقصیر من نبود
اینکه تو هم بری، تقدیر من نبود
این حال و روزمه، از غصّه تب کنم
هر روزم این شده: روزامو شب کنم
میبینید که در اغلبِ بندها ارتباط عمودی وجود ندارد. مثلاً بیتِ «قلبی که یخ زد و، کاریش نمیشه کرد» نسبت به بیتِ قبل، کاملاً بیارتباط است. مخاطب قاعدتاً میتواند بپرسد که «کدام قلب؟» و این پرسش، پرسشی است بیجواب. البته ممکن است منظور این باشد که «قلبی که یخ زد رو/ کاریش نمیشه کرد» که در این صورت نارسایی معنایی برطرف می‌شود. اما از نحوة خوانِش، بیشتر شکل اول به ذهن متبادر می‌شود.

 در بند دوم هم همین عدم ارتباط معنایی را میبینیم. مخصوصاً وقتی جملهای با «با اینکه...» آغاز میشود، قاعدتاً مخاطب در انتظار یک ارتباط معنایی است که مجدداً بیجواب میماند:
«با اینکه زندگی، باهام خوب تا نکرد/ نبودنت تو رو، از من جدا نکرد»
نکتة دیگری که در این بند به چشم می‌آید، خارج شدن «باهام خوب تا نکرد» از وزن است.
عدم ارتباط عمودی در بند سوم نیز به وضوح مشخص است، چرا که بیتِ دومِ این بند با «چون» آغاز میشود و قاعدتاً مخاطب به دنبال یافتن یک ارتباط عِلّی بین بیتِ اول و دوم است که البته تحقّق نمییابد:
«وِیلون کوچه‌هام، دنبال کی برم؟/ چون بعدِ تو فقط، فکر مقصّرم»
شاید اگر سراینده در این بند به جای «چون» از واژة دیگری استفاده میکرد، این عدمِ تناسبِ معنایی به این اندازه به چشم نمیآمد. مثلاً می‌توانست بیتِ دومِ این بیت، به این شکل باشد:

«من بعدِ تو فقط/ فکر مقصّرم».
در یکی از ابیاتِ دیگر این ترانه، استفادة وارونه‌ای از ترکیبِ «با اینکه» صورت گرفته است:
«با اینکه از هر لحظة آینده بیزارم/ با این همه بازم به این آینده شک دارم»
شنونده انتظار دارد که در مصراع دوم تعبیری در مقابل «بیزاری از آینده» به کار برود. امّا «شک داشتن به آینده» این تضاد را ایجاد نمیکند. مثل این است که کسی بگوید: «با اینکه حال من خوب نیست، امّا مریض شده‌ام!»
در بیت دیگری میخوانیم:
«این بدبیاریا، تقصیر من نبود»
این جمله ایراد منطقی دارد، چراکه «بد بیاری» بنابر تعریف اتّفاقاتی را شامل می‌شود که علت آنها کوتاهیهای ما نبوده‌است، بلکه مجموعة عوامل خارجی آن را ایجاد کرده‌اند. بنابراین، اینکه بگوییم: «این بدبیاریا تقصیر من نبود»، یعنی به صورت ضمنی «بدبیاری» را به دو نوع تقسیم کردهایم، که یک نوعش تقصیر من است و یک نوعش تقصیر من نیست. که البته این بیان، بیانی نادرست است.
*
یکی دیگر از ترانه‌های این سریال، ترانة زیر است:

کاش غصّه تموم می‌شد، کاش گریه نمی‌کردم
من باعث و بانیشَم، دنبال کی می‌گردم
تقصیر خودم بوده، هرچی که سرم اومد
از هرچی که ترسیدم، عیناً به سرم اومد
تا حسّ منو دیدی، احساس خطر کردی
تا رازمو فهمیدی، دنیا رو خبر کردی
این حادثة تلخو، از چشم تو میدیدم
تو روی تو دنیا بود، من پشت تو جنگیدم.
نخستین چیزی که با خواندن ابیات بالا به ذهن می رسد، عدم تناسب دایرة واژگان است. بعید است کسی با شنیدن واژة «عیناً» در میان سایر کلمات این ترانه، احساس ناخوشایندی نیابد. و البته محسن یگانه چنین اشتباهاتی را زیاد مرتکب میشود. به یاد دارم که در یکی از ترانه های آلبوم «رگ خواب»اش هم، واژة «مسلّماً» چهرة نامأنوسی به ترانه بخشیده بود. گذشته از عدم تناسب دایرة واژگان، این ترانه هم مانند ترانة قبل درگیر عدم ارتباط عمودی در بعضی از بندهاست. مثلاً بیتِ «کاش غصه تموم می‌شد، کاش گریه نمیکردم» به بیتِ بعد بیارتباط است.
بعضی از قسمتهای این ترانه هم ضعف تألیف دارد: «تو روی تو دنیا بود، من پشت تو جنگیدم». در این بیت ظاهراً منظور سراینده این است که «با وجود اینکه تمام دنیا در برابر تو ایستاده بود و میخواست با تو بجنگد، من از تو دفاع کردم و پشتِ تو ایستادم و با مخالفانت جنگیدم» که متأسفانه نارسا بیان شده است.
*

اینها نمونه‌های ساده‌ای از نواقصی است که در یک نگاه شتابزده می‌تواند باعثِ تمیزدادنِ شعرهای ضعیف از شعرهای خوب و حتی متوسط شود. راه حل این مشکل چیست؟ آیا چنانکه مرسوم است، خوانندگان و آهنگسازان باید با بی‌تفاوتی از کنارِ ضعف‌های اساسیِ اشعاری که اجرا می‌شود، بگذرند، یا اینکه موجودیتِ شعر را -که ضعف و قوتش بر نتیجة نهاییِ کار تأثیر مستقیم دارد- به رسمیت بشناسند؟ باید توجه داشت که قواعدِ زبانی و کلامی چیزی جز راهکارهایی برای موفقیت کار و تأثیرگذاریِ بیشترِ آن بر رویِ مخاطب نیست. بنابراین اگر بخواهیم به سادگی از کنار آنها عبور کنیم، نتیجه‌اش شکست خوردن آثار خودمان است.


همین مطلب را لوح ببینید:

http://louh.com/content/5408/default.aspx

نظرات (10)
عرفان [ web ]
(امارات متحده عربی)
سلام استاد.اگر ما یخواهیم با این دقتی که شما دارید اظهار نظر کنیم
اشعار شما هم زیر سوال میرود. مثلا انتظار داریم در جواب "پرسید مگر تو هم غزل می گویی؟" از فاعل بحث شود یعنی مثلا "بله من هم غزل میگویم " اما شما در جواب این انتظار رو براورده نکردید. می توان مصرع سوم را طوری اصلاج کرد که این ایراد بر طرف شود.یعنی در مورد گفتن یا نگفتن غزل سوال شود.
"پرسید: غزل هم تو مگر می گویی گفتم په نه په فقط رباعی دارم"
که در این مورد اشکال فوق برطرف می شود
جواب: سلام
البته اشکال داریم تا اشکال
ولی به هر حال:

تو مرد را با حق می‌سنجی یا حق را با مرد؟

سه‌شنبه 22 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 20:09
امتیاز: 0 0
na30 [ web ]
(ایران)
بله منم به بعضی از ایرادهایی که شما گرفتین رسیده بودم

چهارشنبه 23 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 09:04
امتیاز: 0 0
راشدانصاری [ web ]
(ایران)
سلام. با یک شهرآورد عاشقانه به روزم
جواب: سلام
ممنون خالو جان

پنج‌شنبه 24 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 08:32
امتیاز: 0 0
کیارش [ web ]
(نامشخص)
سلام سید. با بند اول مشکل دارم. اشاره تون به موسیقی ، کل موسیقی بود که کاملا حرف اشتباهی است. مثلا سالار عقیلی تصنیف فلان رو میخوانه، شما با محسن یگانه مقایسه میکنید؟ حتی ترانه یا شعراشو؟ اگه اینجوره من میام با ساسی مانکن مقایسه میکنم!!! خب آره ترانه ها اکثرا به درد نخورند البته ازین قشرهای به اصطلاح پاپ! ...
جواب: سلام جانم
من از شما معذرت می‌خوام

جمعه 25 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 03:02
امتیاز: 0 0
نعمت الله [ web ]
(ایران)
سلام.فیلم شهریارو که دیدید.من هروقت شمارو می بینم یاد شهریار میفتم.نیست که اونم رفته بود تهران درس بخونه آخرش هم سر از شعروشاعری درآورد...
جواب: سلام
لابد شما هم ابوالقاسم شیدا هستین؟

جمعه 25 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 22:48
امتیاز: 0 0
در ادامه ی صحبت زیبای بالایی: آخرشم بنده ی خدا معتاد شد و...
****
تحلیل خوب بود هرچند شاید زیادی مته به خشخاش دادن هم درست نباشه، اما چیزی که یقینیه اینه که ترانه های ما نیاز به زیر ذره بین قرار گرفتن دارن... دارن به قهقرا میرن متاسفانه و هیچ کس هم هیچ واکنش اساسی ای نشون نمیده... مثل خیلی مشکلات دیگه...

یکشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 22:06
امتیاز: 0 0
... [ web ]
(ایران)
اول که باید تو این مسائل مته به خشخاش گذاشت چون با احساس و شعور مردم طرف است.دوم که شهریار اخرش معتاد نشد بلکه اگه اعتیادی بوده وسط زندگیش بوده و بعد از مدتی ترک می کنه.سوم اون ابولقاسم شیوا بود.
جواب: بسیار ممنون،‌شهریار عزیز ِ دل ِ ماست

چهارشنبه 30 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 13:08
امتیاز: 0 0
اشکان [ web ]
(ایران)
جالب بود گلم

به نظرت ترانه های یایرج جنتی چطوریاست؟ ( ترانه هایی که داریوش میخونه)

موفق باشی و شاد
جواب: اشکان جان
راستش داریوش گوش نمی‌دهم و از ترانه‌های ایرج جنتی هم زیاد نشنیده‌ام. اگر می‌توانی از مشهورترین ترانه‌هایش که خوانده‌شده است، لینکی برایم بفرست

یکشنبه 3 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 17:01
امتیاز: 0 0
اشکان [ web ]
(ایران)
سلام امیر گلم
جوابت را تا امروز ندیده بودم. می بخشی
مشت نمونه ی خروار نیست ولی این یک نمونه :
سروده ایرج جنتی‌عطایی - فیلم «فریاد زیر آب» با صدای داریوش

ضیافتهای عاشق را، خوشا بخشش، خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق، برای گم شدن در یار
چه دریایی میان ماست، خوشا دیدار ما در خواب
چه امیدی به این ساحل، خوشا فریاد زیر آب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن، خوشا از عاشقی مردن
اگر خوابم اگر بیدار، اگر مستم اگر هوشیار
مرا یارای بودن نیست، تو یاری کن مرا ای یار
تو ای خاتون خواب من، من تن خسته را دریاب
مرا هم خانه کن تا صبح، نوازش کن مرا تا خواب
همیشه خواب تو دیدن، دلیل بودن من بود
چراغ صبح بیداری، اگر بود از تو روشن بود
نه از دور و نه از نزدیک، تو از قاف آمدی ای عشق خوشا خود سوزی عاشق، مرا آتش زدی ای عشق
جواب: سلام جانم

خب مثلا این نمونه ای که فرستاده ای در یک نگاه ِ شتابزده به نظرم استحکام ِ خوبی داره.
یه کم زبانش بعضا دوره البته از روزگارِ ما به خاطر ِ دایره‌ی واژگانش. مثل ِ «ضیافت»، «یارا» و ...
ولی خب مستحکمه

سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 23:52
امتیاز: 0 0
اشکان [ web ]
(ایران)
عزیزم لینک دادم به یکی از کتا های شعر ایرج جنتی

اکثر قریب به اتفاقشان را داریو ش خوانده


موفق باشی و برقرار

چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 00:08
امتیاز: 0 0
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد