X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 29 آبان‌ماه سال 1389

ورد ِ جادویی

  غم که می آید در و دیوار شاعر می شود 

در تو زندانی ترین رفتار شاعر می شود 

می نشینی چند تمرین ِ ریاضی حل کنی 

خط کش و نقّاله و پرگار شاعر می شوند 

نجمه زارع 

یک نفر دارد تَه ِ انبار شاعر می شود

ضمن ِ دل دادن به یک آچار شاعر می شود 

 

یک نفر هم مثل ِ من در حال ِ رفتن روی ِ سِن

موقع ِ سوت و کف ِ حضّار، شاعر می شود

 

در خصوص ِ مولوی بعضی ادیبان گفته اند:

« او پس از یک عالمه اِصرار ، شاعر می شود » 

 

چون که می داند ندارد آب و نانی شاعری! 

عاقبت هم از سر ِ اجبار شاعر می شود 

 

بس که اَخبار ِ طرب انگیز دارد مملکت

عاقبت گوینده ی اَخبار شاعر می شود

 

داخل ِ ایران اگر تعطیل گردد سینما

احتمالاً بعد از آن گلزار شاعر می شود

 

پخش می گردد کلیپی از زلیخا توی ِ شهر

بعد هم آقای ِ پوتیفار شاعر می شود

 

بی سحر هر کس بگیرد روزه در ماه ِ صیام

نیم ساعت مانده تا افطار، شاعر می شود

 

از مسیحایی دم ِ برخی پرستاران ِ ما

در اتاق ِ آی سی یو بیمار شاعر می شود 

 

صد عوارض هست در بیکاری ِ نسل ِ جوان 

اوّلیش این: آدم ِ بیکار شاعر می شود 

 

روزگاری از محبّت خار ها گل می شدند 

تازگی ها از محبّت، خار شاعر می شود 

 

دائماً شعر از گل و بلبل سُراید، آن که او 

داخل ِ شلوارک ِ گلدار شاعر می شود 

 

دیده ای سردارها را در اُمور ِ مختلف

این یکی را هم ببین: سردار شاعر می شود!

 

ناشری که تا کنون یک بیت از او نشنیده ایم.

موقع ِ چاپ ِ همین اشعار، شاعر می شود

 

شعر ِ من یک وِرد ِ جادویی ست! می بینید که!؟

هر کسی آن را کند تکرار، شاعر می شود!

 

هیچ کاری نیست آسان تر ز ِ شاعر ساختن

بعد ِ "شا" یک دانه "عِر" بگذار، "شاعر" می شود

 

کلّه ی یک غیر ِ شاعر را فرو کن زیر ِ آب

وِل نکن! تا هفتصد بشمار! شاعر می شود 

۲۹ آبان 89 

{اصلاح شد} 

نظرات (23)
مهتاب صالحی [ web ]
(نامشخص)
سلام
بسیار جالب... ...و البته حقیقی...(دورو بر شخص بنده ۲۱۰٪ آدم ها شاعر تشریف دارند...به قولی سپید سرایی میکنند!!!!!!!!!)
(منظور شما همین بود؟)
جواب: سلام
ممنون. بله این هم بود

شنبه 29 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 10:59
امتیاز: 0 0
یک دوست [ web ]
(ایران)
سلام علیکم
انشاالله که خوب هستید؟
غرض از مزاحمت می خواستم نظرم را در مورد محتوای شعرهایی که می سرایید بگویم .اول یک سوال شما شعرهاتان را بر چه اساس می سرایید ؟بیش تر عوامل اجتماعی یا احساسات شخصی‌ ؟
من خیلی ذوق ادبی ندارم از دیدگاه یک فرد عادی می گویم .بعضی شعرهاتان پربارند و بر دل می نشینند .آدم وقتی می خواندشان احساس خوبی دارد چه غم انگیز باشند چه شاد .گرما درشان احساس می شود .اینها می شوند شعر ماندگار .
اما بعضی دیگر که معمولا موضوعی هستند و می خواهند پیام خاصی را به خواننده بدهند خیلی تاثیرگذار نیستند یعنی احساس خاصی را به آدم منتقل نمی کنند .من احساس می کنم آنها را به زور سروده اید البته بی احترامی نباشد میخواستم دقیقا احساسم را بگویم !
من آن دسته ی اول را بیش تر می پسندم .
جواب: سلام
الحمدلله، این صراحت ِ تان خیلی خوب است و برای ِ من هم ان شاءالله مفید
امّا اگر ممکن است مصادیق ِ آن دو مدل شعر را از اشعارم نام ببرید

شنبه 29 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 14:48
امتیاز: 0 0
گفتمش یارانه میخواهم بدادم سکه ای
آه! هر کس بیند این آزار شاعر میشود

یک نفر در ناز و نعمت میسراید شعر طنز
یک نفر در نکبتی غمبار شاعر میشود

فوق العاده اند شعرهایتان (!) آفرین!
جواب: ممنون

شنبه 29 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 20:13
امتیاز: 0 0
اشکان [ web ]
(ایران)
جواب:
کاشکی می شد این شکلک ها ناهمفاز باشند

یکشنبه 30 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 11:14
امتیاز: 0 0
سلام اقای سادات موسوی! دوتا سوال داشتم: ۱- من این شعر رو واسه ی چندتا از دوستام خوندم آدرس وبلاگتون رو خواستن اجازه هست آدرسو بدم یا خیر؟
۲- ابوریحان و ریحانه چه روزایی برگزار میشه؟ جلسه اولش چطور بود؟ چه مطالبی گفته شد؟ از کی میتونم بگیرم؟
ممنون
جواب: سلام
1- قاعدتاً می توانید این کار را کنید. کار ِ مخفیانه ای اینجا انجام نمی شود
2- آن موضوع فقط یک جلسه بود که برگزار شد. مطالب درخصوص ِ زندگینامه ی ابوریحان، فعالیت ها و کتاب های ِ او و روش ِ علمی ِاو بود با نگاه ِ خاص تر به کتاب ِ التفهیم که به ریحانه تقدیم شده است
شاید بعدها مضمون ِ ارائه ام نوشتم. در آن صورت مکتوب ِ آن را خواهید یافت. امّا من هم می توانم آنچه را خوانده ام شفاهی در اختیار بگذارم. راه ِ دیگر این است که خودتان کند و کاوی در حیات ِ علمی ِ ابوریحان کنید که به نظر ِ من حتماً مفید است. ان شاءالله! مثلاً مقدمه ی جلال همایی بر التفهیم را بخوانید. من دانشمندی از دانشمندان ِ خود ِ مان را به اندازه ی او قبول ندارم و دوست نمی دارم. روشش خیلی علمی است.

یکشنبه 30 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 20:56
امتیاز: 0 0
جواد سلطانی [ web ]
(ایران)
عالی بود امیر عالیییییی

سه‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 00:43
امتیاز: 0 0
ali [ web ]
(ایران)
salam ostad musavi
1.sheretun kheili ghashang bud guyi man ham engar shaer mishavam!!!!!
2.man shanbe ba bachehaye dg miaym bashgah vase medala age mitunid biayd age maghdur nist baratun mitunid postesh konid pointer ro!
3.be khoda ghabeletoono nadare
جواب: سلام
بسیار خوب، شنبه چه زمان هایی باشگاهید؟

سه‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 11:45
امتیاز: 0 0
ali [ web ]
(ایران)
shanbe hodudan 10 sobh bashgahim khoshhal mishim bebinimetoon

سه‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 23:44
امتیاز: 0 0
محمد اکبری [ web ]
(ایران)
سلام


لحظات خوبی را در وبلاگ شما گذراندم ، دعوت هستید برای خواندن یک ترانه و اگر مایل باشید تبادل لینک نمایید

چهارشنبه 3 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 15:11
امتیاز: 0 0
سید محمد حسینی باغسنگانی [ web ]
(ایالات متحده آمریکا)
شعر ِ من یک وِرد ِ جادویی ست! می بینید که؟
هر کسی آن را کند تکرار، شاعر می شود!

مرحبا

جمعه 5 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 18:55
امتیاز: 0 0
یک دوست [ web ]
(ایران)
سلام علیکم
نمی خواهم شعری از شعرهاتان را زیر سوال ببرم، ولی می خواهم نظرم مفید واقع شود. معمولا در هر شعرتان ابیاتی از هر دو دسته یافت می شود. بهترین شعر آن است که منحصر به مکان و زمان نه باشد و نه شود. منظورم همان شعر ماندگار است!
متاسفانه من کمی خیلی وقت ندارم و همه ی شعرهاتان را بررسی نکرده ام. ادبیات هم خیلی سرم نمی شود. به خاطر همین شاید نظرم کاملا اشتباه باشد. عذر خواهی قبلی مرا بپذیرید.
آن چهار پنج تا شعری که اوایل گذاشته اید، همه ی ابیاتش تقریبا بیانگر نگاهتان از یک بعد است و کلا درون مایه ی زیبایی دارند. در اشعار اخیر احساس می کنم از ابعاد بیشتری به موضوع نگریسته اید. این تنوع به شعر جذابیت می دهد ولی معمولا این طور می شود که یک جنبه قضیه بیش تر به دل خواننده می نشیند و یک جورهایی آن چند بیت نقش شاه بیت را بازی می کنند و مثلا اگر شعری بیش تر حول آن گونه تعبیرات بچرخد زیباتر می نماید. در چند شعر آن ابیاتی که به نظرم این نقش را بازی می کنند، می نویسم که از همان دسته ی اول هستند.
آدمی آبروش خیلی بود کاش قدری اعاده اش بکند زندگی را گرفته در بر تنگ لااقل استفاده اش بکند
آن میوه ی ممنوعه بار ِ اوّلم بود امّا خدا فهمید بار ِ آخرم نیست
من کار و بارم از دبستان جمله سازی ست با «بی کسم»، با «بی قرارم»، با «اَسیرم» ...
در این شعر آخرتان هم به نظرم شروع خوبی دارد اما از اواسطش کمی پرش موضوعی پیدا کرده یعنی آدم نمی فهمد بالاخره منظورتان این یکی بود یا آن یکی!
نمی دانم منظورم را خوب گفتم یا نه ...

شنبه 6 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 01:18
امتیاز: 0 0
اشکان [ web ]
(ایران)
خوشمان آمد !

شنبه 6 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 13:27
امتیاز: 0 0
عباس احمدی [ web ]
(ایران)
سلام سید جان. نقیضه جالبی بود فیض بردیم. خدا روح خانم زارع را هم شاد کند. از آشنایی با شما خوشحالم و در خدمتم.
یا علی

یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 01:19
امتیاز: 0 0
ر-صادقی [ web ]
(ایران)
سلام آقا سید
واقعا هنرمندین
عالی بود

دوشنبه 8 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 23:23
امتیاز: 0 0
سلام

شعر های زیبایی دارید

میخواستم اجازه بگیرم شعر هایتان را با نامتان در وبلاگ گروهی مان:http://utcomp89.blogfa.com وبلاگ ورودی های ۸۹ رشته کامپیوتر دانشگاه تهران استفاده کنم ُ اجازه می دهید؟
جواب: سلام
ایرادی ندارد

سه‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 19:38
امتیاز: 0 0
توکلیان [ web ]
(ایران)
خیلی ممنون

چهارشنبه 10 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 17:11
امتیاز: 0 0
زینب سادات [ web ]
(ایران)
ما تازه می خواستیم شاعر بشیم . نشیم ؟
جواب: دیگه با یه نفر خیلی فرق نمی کنه. شما هم بشین

سه‌شنبه 16 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 08:59
امتیاز: 0 0
شعری سروده ام برای خداحافظی با استاد نجفی! در وبلاگم بخوانید و نظر بدهید!

سه‌شنبه 14 دی‌ماه سال 1389 ساعت 15:41
امتیاز: 0 0
[ web ]
(ایران)
امروز توی جشنواره قاف شعر زیباتون را شنیدم و اومدم پیداتون کردم. شعر زیبایی بود

یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 18:56
امتیاز: 0 0
زخمی [ web ]
(نامشخص)
بسیار عالی

چهارشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 11:03
امتیاز: 0 0
آزاده [ web ]
(ایران)
سلام سید! انشا الله که...
این شعرتون واقعا عالی بود.
نمی دانم چرا وقتی که راه زندگی هموار می گردد/بشر تغییر حالت می دهد خون خوار می گردد/به وقت عیش وعشرت مینوازد کوس بد مستی /به وقت فقرو تنگ دستی مومن و دیندار می گردد
جواب: سلام
متشکر

چهارشنبه 7 دی‌ماه سال 1390 ساعت 21:01
امتیاز: 0 0
مرتضا مروی [ web ]
(ایران)
سلام ..
امروز جناب رضا رفیع شعرتون رو در تلویزیون خوندند و منم از فرط با حالی شعرتون ذوق مرگ شدم و اومدم تو اینترنت تا پیداش کنم!
!: خدا رو سپاس میگم که این ذوق هنری رو در کله شخص شخیص جنابتان قرار دادند!
2:بابت برنده شدن شعرتون در جشنواره نیز بهتون تبریک میگم!!!
3:کاش می تونستم در محضرتون شاگردی کنم!(لازم به ذکر که دارم زیادی ازتون تعریف می کنم!) :)
4: تمام...
باقی بقاتون ... جونم فداتون!
امضا: مرتضا . مروی 16 ساله
12 /خرداد /امسال
جواب: سلام
لطف دارید
:)

جمعه 12 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 20:13
امتیاز: 0 0
مصطفی [ web ]
(ایران)
احسنت...

چهارشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:22
امتیاز: 0 0
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد