X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
جمعه 29 مرداد‌ماه سال 1389

بر سر ِ دار

دلی دارم که بیمارست، حرفت را نمی فهمد 

تو این حرفت دل آزارست، حرفت را نمی فهمد 

صدایش می زنی امّا نمی آید از او پاسخ 

گمانم زیر ِ آوارست، حرفت را نمی فهمد  

تمام ِ حرف هایت را به او گفتم ولی دیدم 

که او آنسوی ِ دیوارست، حرفت را نمی فهمد 

خودم هم خوب علّت را نمی دانم ولی گویا 

دلم جایی گرفتارست، حرفت را نمی فهمد 

تو گویا حکم ِ آزادی برای ِ قلبم آوردی 

ولی او بر سر ِ دارست، حرفت را نمی فهمد

نظرات (6)
عابد [ web ]
(ایالات متحده آمریکا)
سید جان بسیار زیبا بود!حالم رو عوض کردی!

جمعه 29 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 03:53
امتیاز: 0 0
بهسان [ web ]
(ایران)
فقط گفتم بدونی که من سر میزنم،،،شعر هم دوست داشتم

شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 00:49
امتیاز: 0 0
اشکان [ web ]
(ایران)
اگر جای حلاج بر دار نیست
چرا عشق ازو دست بردار نیست؟؟

یکشنبه 7 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 10:58
امتیاز: 0 0
[ web ]
(ایران)
بسیار زیبا بود
فقط در مصرع دوم بازنگری کنید
یک جوری است!
به ذهنم می رسد: کدام حرف؟

می تواند مثلا:
که حرفت بس دل آزار است حرفت را نمی فهمد
باشد

با عرض پوزش!
جواب: بله شاید حق با شماست
اما این شعر درواقع در پاسخ حرف های دوستی سروده شد

یکشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 14:55
امتیاز: 0 0
ابوذر [ web ]
(ایران)
منم فکر می کنم مصرع دوم اگه مثلا به جای تو،چو باشه راحت تر خونده بشه "چو این حرفت دل آزارست، حرفت را نمی فهمد"
البته نظری ست صرفا !

یکشنبه 20 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 03:11
امتیاز: 0 0
قربون نیر الله [ web ]
(ایران)
این شعر اونقدر قشنگه که اگه بار ها و بار ها بخوانمش بازم به نظرم بی نظیره!!!!!!!!!!!!
جواب: جدی میگی؟
خودم خیلی خوشم نمیاد :)

یکشنبه 29 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 11:37
امتیاز: 0 0
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد